الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

597

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

حسين عليه السلام اصرار مىرزيد و مىگفت : پسرعمو ! مگر وصيت برادرت را نشنيدى كه گفت : اگر بيم آن رفت كه در مورد من به‌قدر بال‌پشه‌اى خون بريزد ، مرا در بقيع كنار قبر مادرم دفن كنيد ، من تو را به خدا سوگند مىدهم كه مبادا خونى بريزد ! و حسين عليه السلام مانع بود از اين‌كه جايى دفن كنند مگر در جوار پيامبر صلى الله عليه و آله درحالى كه مىگفت : مروان براى من عرض‌اندام مىكند ؟ او را به اين ، چه‌كار ؟ ! راوى مىگويد : و مسوربن مخرمه عرض كرد : يا اباعبداللَّه ! به عرض من توجّه كنيد ! شما ما را به « حلف‌الفضول » خواندى و ما هم اجابت كرديم ، شما مىدانيد كه من از برادرتان شنيدم يك‌روز پيش از وفاتش مىفرمود : اى پسر مخرمه من به برادرم وصيت كردم كه مرا كنار قبر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله دفن كنيد در صورتى كه راه‌حلى براى اين‌كار باشد ولى اگر بيم آن رفت كه به‌قدر بال‌پشه‌اى خونريزى شود ، بايد مرا كنار قبر مادرم در بقيع دفن كنند ، و مىدانى تو را دربارهء اين خون‌ها به ياد خدا مىاندازم ! مگر اين سلاح‌ها را در اين‌جا نمىبينيد درحالى كه مروان و تودهء مردم به سوى فتنه مىشتابند ؟ ! مىگويد : با اين‌همه حسين عليه السلام ابا داشت و بنىهاشم و هم‌پيمانانشان فرياد مىكشيدند و مىگفتند : هرگز ! جايى جز كنار قبر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله دفن نخواهد شد ! حسن‌بن محمدبن حنفيه مىگويد : از پدرم شنيدم كه مىگفت : البته آن روز من به‌خوبى مىديدم مىخواهم گردن مروان را بزنم و هيچ‌چيز بين من و او مانع نبود كه من او را سزاوار اين كار نبينم جز اين‌كه از برادرم ( حسن ) شنيدم كه مىفرمود : اگر ترسيديد كه كمترين